محمد قنبرى

574

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

و اما معيار صحت و سقم : مؤلف صحيح الكافى در مقدمهء كتاب خود ، ابتدا شمه‌اى از كار زنادقه را بازگو مىكند ، سپس وسعت خرابكارى آنان را در رشته‌هاى مختلف حديث تذكر مىدهد و راه برخورد با جعليات و مبارزهء با خرافات را ، آن سان كه بزرگان صدر اول از عهد حضرت رضا عليه السلام در پيش گرفته بودند ، روشن ساخته و چون نمىتواند تمام مسائل را مستدلًا مطرح كند ، به ناچار همگان را به كتاب معرفة الحديث خود حوالت مىدهد و در آخرين فصل مقدمه مىنويسد : « فاتباعاً لهذه الخطة واحياء لأهدافها المقدسة . . . يعنى : بدين منظور كه از خط مشى محققان صدر اول پيروى كنم و اهداف مقدس آن مسلك را احيا نمايم ، از سال‌ها پيش خود را آماده كردم ، ابتدا كتابى تأليف كردم جامع و مستند ( معرفة الحديث ) كه رجال بد نام را آمار كنم و كتاب‌هاى جعلى را از كتاب‌هاى اصيل و معتبر جدا كرده و بشناسانم و خط مشى خود را در رد و قبول حديث ، همانند مشعل فرا راه خودم - و هر كسى كه راه مرا بر مىگزيند - فراز گيرم . من در مقدمهء آن كتاب ( معرفة الحديث ) بحثى طولانى و مشروح و مستدلى آوردم كه تاريخ حديث و ابتداى نشر و تدوين حديث را نشان مىدهد و سير تاريخى آن را با همهء فراز و نشيبى كه پيموده است دنبال مىكند تا معلوم شود كه خط مشى بزرگان صدر اول ، بهترين راه فنى بوده و تنها راه پرهيز از خرابكارى غلات است » . با توضيحاتى كه در مقدمهء صحيح الكافى به عربى درج كرده‌ام و خلاصهء آن را در مقدمهء گزيدهء كافى چاپ اول ( انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى ) به فارسى آورده‌ام ، هر كس آن را خوانده باشد در مىيابد كه بايد كتاب معرفة الحديث را هم مطالعه كند تا سيرهء مؤلف را به دست آورد . باعث شگفتى است كه جناب آقاى سبحانى كه هم مقدمهء صحيح الكافى را ديده است و هم كتاب معرفة الحديث را وارسى نموده است باز هم اعتراض مىكنند كه چرا مؤلف صحيح الكافى معيار صحت و اعتبار حديث را